اربعین است و …

ارسال شده توسط شاه شوریده سران در ۱۶م بهمن ۱۳۸۸

اربعین است و مرا واقعه ای یاد آید

دلم از غصه ی این قصه به فریاد آید

هر زمانی که رسد بانگ درایی در گوش

یادم از قافله ی شام غم آباد آید

اربعین است و به دل آتش سوزان دارم

چه کنم؟گو که مرا اشک به امداد آید

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی

ارسال شده توسط شاه شوریده سران در ۲۲م دی ۱۳۸۸

فرخ صباح آن که تو بر وی نظر کنی

فیروز روز آن که تو بر وی گذر کنی

آزاد بنده‌ای که بود در رکاب تو

خرم ولایتی که تو آن جا سفر کنی

دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ

یک بار اگر تبسم همچون شکر کنی

ای آفتاب روش و ای سایه همای

ما را نگاهی از تو تمامست اگر کنی

مقدور من سریست که در پایت افکنم

گر زان که التفات بدین مختصر کنی

گفتی که دیر و زود به حالت نظر کنم

آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی

شرطست سعدیا که به میدان عشق دوست

خود را به پیش تیر ملامت سپر کنی

به مناسبت تولد هشتمین امام علیه السلام

ارسال شده توسط شاه شوریده سران در ۸م آبان ۱۳۸۸

امام رضا (ع)

امام رضا (ع)

عفت شریعتی کرمانی


امشب چه خوش شبی است که پر نور و پر صفاست

بر هرچه بنگری، همه در رونق و ضیاست

گفتند قدسیان همه از عرش این ندا

کامشب ولادت شه دین حضرت رضاست

گر جملگی جهان همه روشن شود ز نور

مشهد در آن میانه چو جام جهان نماست

بر دردمند مژده دهیدش که خاک طوس

درمان به درد مردم بی یار و بینواست

خاک و غبار مرقد او را به دیده زن

بر درد چشم عاشق دلداده توتیاست

دست طلب به دامن بیگانگان مزن

بر دامن رضا تو بزن زانکه آشناست

گر آرزوی کعبه به دل می کنی هر آن

کن مرقدش طواف که چون خانه خداست

صحن عتیق و صحن جدید ار قدم زنی

گر بنگری به معنی آن مروه و صفاست

در آستان لطف رضا جان نثار باش

زیرا که جان عالمیان بر درش سزاست

این روشنی مرقدار از چراغ نیست

نوری که ساطع است، ز انوار کبریاست

محب را ننماید شب وصال دراز (در لیلة البراة)

ارسال شده توسط شاه شوریده سران در ۱۷م شهریور ۱۳۸۸

شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز

ز خویشتن نفسی ای پسر به حق پرداز

مگر ز مدت عمر آنچه مانده دریابی

که آنچه رفت به غفلت دگر نیاید باز

چنان مکن که به بیچارگی فرومانی

کنون که چاره به دست اندرست چاره بساز

ز عمرت آنچه به بازیچه رفت و ضایع شد

گرت دریغ نیامد، بقیت اندر باز

چه روزهات به شب رفت در هوا و هوس

شبی به روز کن آخر به ذکر و شکر و نماز

مگوی شب به عبادت چگونه روز کنم

محب را ننماید شب وصال دراز

کریم عزوجل غیب‌ دان و مطلعست

گرش بلند بخوانی و گر به خفیه و راز

برآر دست تضرع ببار اشک ندم

ز بی‌نیاز بخواه آنچه بایدت به نیاز

سر امید فرود آر و روی عجز بمال

بر استان خداوندگار بنده‌نواز

به نیکمردان یارب که دست فعل بدان

ببند بر همه عالم خصوص بر شیراز

«سعدی»

اشتباه تاریخی آقایان!!!

ارسال شده توسط شاه شوریده سران در ۴م شهریور ۱۳۸۸

دارل بریستو بووی در کتاب « من پنیر تو را جا به جا کردم » می نویسد:

از قدیم الایّام هر وقت صحبت از پیدا کردن جفت خود به میان آمده،توصیه های فراوانی رد و بدل شده که برخی از آنها مفید هستند.

به مرد میمون نمای استرالیایی توصیه می شد:«برو برای خودت یک چماغ خوب و چند نقاشی دیواری به درد بخور پیدا کن و محض رضای خدا از غار پدرت خارج شو.»

به مرد قرون وسطایی می گفتند:«دهکده ای پیدا کن که پر از دهقان قسم خورده ای باشد که جان و مال و همچیزشان را در اختیارت می گذارند.»

به مرد دهه ی ۱۹۵۰ می گفتند:«برای خودت یک شغل،یک اتومبیل و یک کت و شلوار سورمه ای دست و پا کن.»

به مرد دهه ی ۱۹۶۰ گفته می شد:«موهایت را بلند کن و مقداری نشئه جات گیر بیاور.»(در واقع،از این به بعد،نشئه جات یک پای ثابت خواهد بود!)

به مرد دهه ی ۱۹۷۰ می گفتند:«چند نوع رقص(حرکات موزون)یاد بگیر،چند نوع جواهرات و خرت و پرت از گردنت بیاویز،چیزی مثل پازلفی یا هر نوع موی صورت برویان و یک پیراهن رنگ و وارنگ از جنس پلاستیک به تن کن.»بعد اضافه می کردند:«اوه،راستی،نشئه جات یادت نره»

به مرد دهه ی ۱۹۸۰ گفته می شد:«یک دستگاه فکس،یک تلفن بی سیم،یک کارت عضویت باشگاه لاغری،شغلی که واقعاً نمی توانی آن را دقیقاً برای دیگران توضیح دهی،اتومبیلی که قیمت آن از بودجه ات بالاتر است و البته،مقداری نشئه جات تهیه کن.»در واقع،”اتومبیلی که قیمت آن از بودجه ات بالاتر است” نیز از این ده به بعد،پای ثابت می شود.

به مرد دهه ی ۱۹۹۰می گفتند:«مشترک یکی از مجلات لوکس زنانه شو،برای خودت یک ماساژور،یک مربی خصوصی ورزش،کلکسیونی از محصولات آرایشی مردانه،یک شغل پر درآمد،یک کانال بدیع از رودخانه تا کنار منزل و یک تلفن همراه که گاهی تمایل به جواب دادن به آن نداری، دست و پا کن و یاد بگیر دست کم سه نوع غذا بپزی که در آن ها از ماکارونی یا نان استفاده نمی شود،یکی-دو مدل آرایش غیرعادّی به موهای صورتت بده و یک واسطه پیدا کن که نشئه جات را در محل تحویل دهد.»

البته نویسنده در آخر توضیح می دهد:«ملاحظه می کنید که فهرست “ابزار ضروری” مدام طی سالیان افزایش یافته است. دلیلش این نیست که توقعات خانم ها از آقایان به طرزمحسوسی افزایش یافته باشد.فهرست “ابزارضروری” به این دلیل رشد کرده که ما خودمان این توقّعات را به وجود آورده و به خود تحمیل کرده ایم-تا چشممان کور.»


صحرای جنون دارای حق کپی رایت می باشد .
تچر آی تی